چشم گريان چشمه فيض خداست

در کتاب خویش چون حی قدیر

بندگان را گفت ولیبکو الکثیر

 

خیز و شب ها چشم دل بیدار کن

گریه از خوف خدا بسیار کن

 

چون بگرید مؤمن از خوف خدا

لرزه می افتد به عرش کبریا

 

گریه بر هر درد بی درمان دواست

چشم گریان چشمه ی فیض خداست

 

از پی هر گریه آخر خنده ای است

مرد آخر بین مبارک بنده ای است

 

آب کم جو، تشنگی آور به دست

تا بجوشد آبت از بالا و پست

 

تا نگرید ابر کی خندد چمن

تا نگرید طفل کی نوشد لبن

 

تا نگرید طفلک حلوا فروش

بحر رحمت در نمی آید به جوش

 

ای برادر طفل، طفل چشم توست

کام خود موقوف زاری دان نخست

 

کام تو موقوف زاری دل است

بی تضرع کامیابی مشکل است

 

چون خدا خواهد که غفاری کند

میل بنده جانب زاری کند

 

ای خدا زاری ز تو مرهم ز تو

هم دعا از تو، اجابت هم ز تو

كودك حلوا فروش

داستان كودك حلوا فروش: شيخ احمد خضرويه از بزرگان مشايخ بود كه كارش گرفتن وام از ثروتمندان و خرج آن براي فقرا بود تا در بستر مرگ افتاد و چون طلبكاران و وامداران با خبر شدند هجوم آوردند تا طلب خود را كه چهارصد دينار بود بستانند اما شيخ به جاي پرداخت وام آنان در دنياي خيال خوش خويش سير مي كرد و اين بي توجهي شيخ به طلب كاران موجب ترشرويي و ناراحتي آنان مي شد تا اينكه صداي كودك حلوافروشي از كوچه رسيد و شيخ به خدمتكارش دستور داد تا برود و همه حلوا را بخرد و خادم همه حلوا را به نيم دينار خريد و به دستور شيخ بين طلبكاران تقسيم كرد تا بخورند و مدتي از ترشرويي غافل شوند. زماني كه ظرف حلوا خالي شد كودك حلوا فروش پول حلوا را طلب كرد اما شيخ از پرداخت پول حلوا خودكاري كرد و كودك دائما التماس مي كرد و شيخ از پرداخت بهاي حلوا خودداري مي نمود كه موجب اعتراض بقيه طلبكاران شد كه مال ما را خوردي بس نبود ديگر مال اين كودك درمانده را چرا مي خوري؟ تا آنكه مدتي گذشت و كودك همچنان گريه مي كرد و بقيه طلبكاران نا اميد و منتظر نشسته بودند كه خادم با طبقي كه در آن چهارصد دينار زر و نيم دينار ديگر قرار داشت آورد و گفت كه اين را يكي از كريمان فرستاده است و در اينجا بود كه طلبكاران به عذر خواهي بر خاسته و راز اين كار را از شيخ جويا شدند كه شيخ بصير فرمود سر اين كار در اين بود كه درياي رحمت الهي به گريه كودك حوا فروش موكول شده بود: تا نگريد كودك حلوا فروش بحر رحمت در نمي آيد به جوش نتيجه: از نظر مولانا ديدگان ما همچون كودك حلوا فروش هستند كه براي جذب و جلب رحمت الهي بايد آنها را بگريانيم تا قطرات اشك ما با لطف و نظر آن كريم يگانه تكريم گردد و ارزش يابد و به اقيانوس رحمت الهي تبديل شود و اين اشك مي تواند اشك ندامت يا اشك شوق و اميد باشد اما هرچه كه هست بايد ناب و خالص باشد و از دل كه جايگاه تجلي حق است سرچشمه گرفته باشد.

ساده زندگي كن و ساده به زندگي نگاه كن .

وقتی ذهن ما پیچیده باشد، از قابلیت های بسیاری دور می شویم و وقتی به سمت سادگی می رود، بهره وری بهتری از آن خواهیم داشت.

برای مثال، اغلب، یافتن راهی برای برطرف کردن مشکلات دیگران راحت تر از یافتن راه حل مشکل خودمان است. زیرا از مسائل دیگران به صورت کلی تر و به دور از پیچیدگی اطلاع داریم؛ اما مشکلات خود را چنان پیچیده می بینیم که برطرف کردن آن دشوار می شود.

پیچیده شدن انسان را از مبنا دور می کند. به همین دلیل، توصیه شده است مانند کودکان ساده شویم؛ یعنی از پیچیدگی اجتناب کنیم. دور شدن از مبدأ موجب پیچیده تر شدن و نزدیکتر شدن به آن، باعث ساده تر شدن است. سادگی یعنی وضوح در تفکر و همیشه می بینیم سرانجام تفکرات عالی به سادگی ختم می شود

هر چه زودتر سادگی را بپذیریم و هر چه زودتر ریشه را نگاه کنیم، موفق تر خواهیم بود و نگاه ما نیز از وضوح و دید بهتری برخوردار می شود. زیرا نگاه ما به عالم هستی نگاه ساده ای می شود که روابط موجود در آن را درک می کند؛ اما در حال حاضر، بشر خود را در یک کلاف سر در گم پیچانده است و نمی تواند از آن بیرون آید.

ما باید انتظار آن را داشته باشیم که وقتی معما حل شد، از فرط سادگی آن، در جای خود میخکوب شویم و دلمان به حال میلیاردها انسانی که در طول تاریخ آمده اند و رفته اند و به جای این که روز به روز ساده تر شوند، هرچه جلوتر آمده اند، پیچیده و پیچیده تر شده اند، بسوزد.

هر چه بشر رو به پیچیدگی پیش می رود، پیچیدگی مشکلات او نیز افزایش می یابد. از جمله، پیچیدگی، اختلالات نرم افزاری ایجاد می کند و بر بیماری ها می افزاید. زیرا پیوند میان اجزای وجودی ما را از هم گسسته می کند و به طغیان، تحلیل و عوارض مختلف دیگری می انجامد.